۱۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۰۹

کارشناس ترکیه‌ای در گفتگو با مهر مطرح کرد؛

شکست دکترین «شوک و وحشت»؛انتخاب رهبر جدید سیلی ایران به امپریالیسم بود

شکست دکترین «شوک و وحشت»؛انتخاب رهبر جدید سیلی ایران به امپریالیسم بود

کارشناس ترکیه‌ای ضمن تشریح مقاومت و ایستادگی نظام و مردم ایران در جنگ تحمیلی کنونی تاکید کرد حضور میدانی مردم و معرفی رهبر سوم سیلی محکم ایران به امپریالیسم و صهیونیسم بود.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل - آذر مهدوان: «بیچاره خواهید شد»؛ این جمله مشهور رهبر شهید اسلام، آیت‌الله امام خامنه‌ای خطاب به آمریکا و رژیم صهیونی است. آمریکا و رژیم صهیونیستی که با رؤیای فروپاشی نظام ایران وارد کارزار جنگ شدند، با گذشت ۱۱ روز از آغاز این درگیری هنوز به هیچ کدام از اهداف اعلامی خود نرسیده‌اند.

نکته قابل توجه این است که دشمنان پس از شهادت رهبر انقلاب تصور می‌کردند ایران از نظر روحی و روانی توان دفاع از خود را از دست خواهد داد، اما روز گذشته، در تحولی مهم، یادگار رهبر شهید، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، به عنوان سومین رهبر ایران انتخاب شد.

در پی این رویداد مهم سیاسی، مردم ایران به خیابان‌ها آمدند تا با بیعت با آیت‌الله خامنه‌ای، هم حمایت خود از رهبری جدید را نشان دهند و هم این تحول سیاسی و بیچارگی دشمنان را جشن بگیرند.

در همین راستا خبرنگار مهر گفتگویی را با «حسن آکاراس»، کارشناس ترکیه‌ایِ حوزه مقاومت، انجام داده که مشروح آن در ادامه می‌آید.

ترامپ با رؤیای دستیابی به یک پیروزی سریع جنگ علیه ایران را آغاز کرد، اما با گذشت ده روز از این جنگ، هنوز دستاوردی به دست نیاورده است. شما نیت اسرائیل و آمریکا از حمله به ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ هدف این حمله چه بود و آیا به نظر شما توانستند به اهداف خود برسند؟

پیش از هر چیز، عمیق‌ترین تسلیت‌های خود را به مردم شریف ایران که به برکت شهادت ایمان دارند و مقاومت را به عنوان شیوه‌ای از زندگی درونی کرده‌اند، تقدیم می‌کنم. هرچند فقدان جسمانی رهبر شهید، آیت‌الله خامنه‌ای، برای همه مسلمانان جهان آزمونی سنگین است، اما انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان پرچمدار جدید این مسیر مبارک را بزرگ‌ترین سیلی به امپریالیسم جهانی و صهیونیسم می‌دانم و آن را تبریک می‌گویم. در این مقطع حساس، دل‌های ما با ولایت فقیه، مردم ایران و محور مقاومت که مدافعان عدالت و حقیقت هستند، همراه است. قرار داشتن پرچم ولایت در دستانی امین، برای همه ما مایه اطمینان و استواری است.

صبح روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، جهان با حملات مشترک اسرائیل و آمریکا علیه ایران از خواب بیدار شد. در کنار حملاتی که رهبران دینی، نظامی و سیاسی را هدف قرار داد، حمله به یک دبستان در میناب با هدف ایجاد فضای رعب و فشار نیز صورت گرفت. این اقدامات به عنوان تلاشی برای وادار کردن ایران به پذیرش یک توافق تحمیلیِ تسلیم کامل، تغییر رژیم و شکل‌دهی به ایرانی جدید همسو با محور آمریکا ـ اسرائیل ثبت شد. در همان روز نخست حمله نیز هم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و هم بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به‌صراحت اعلام کردند که هدف راهبردی این عملیات، ایجاد تغییر رژیم در ایران است.

این حملات بر اساس دکترین کلاسیک آمریکایی «شوک و وحشت» طراحی شده بود. تصمیم‌گیران در تل‌آویو و واشنگتن تصور می‌کردند که با اتکا به قدرت هوایی پیشرفته و حملات سایبری می‌توانند ظرف ۴۸ ساعت خطوط دفاعی ایران را در هم بشکنند و در عرض چند روز نوعی فلج سیاسی در کشور ایجاد کنند. اما واقعیت میدان در روز دهم جنگ نشان داد که این تصور، نمونه‌ای از کوری راهبردی در برابر واقعیت‌های میدانی بوده است. شهرهای موشکی زیرزمینی ایران، ساختار فرماندهی نامتقارن و عملیات‌های گسترده تلافی‌جویانه‌ای که طی ده روز گذشته انجام شد، روایت برتری نظامی آمریکا را با چالش جدی روبه‌رو کرد. اقدامی که قرار بود ایران را فلج کند، در برابر دکترین دفاعی که ایران طی دهه‌ها آماده کرده بود، به یک بن‌بست راهبردی تبدیل شد.

برای اسرائیل نیز این حمله تلاشی برای تثبیت هژمونی منطقه‌ای بود. آنان ایران را بزرگ‌ترین و شاید تنها مانع در برابر اهداف خود می‌دیدند؛ از این رو ورود به این جنگ پیش از پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ را اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند. با این حال، آنچه در عمل به دست آمد چیزی جز شکاف برداشتن چتر امنیتی بر فراز تل‌آویو و حیفا و مواجهه با حملات تلافی‌جویانه هماهنگ از جبهه‌های مختلف نبود. نه‌تنها به اهداف خود نرسیدند، بلکه با به خطر انداختن موجودیت خود، باعث شدند نظام موجود در ایران توانایی بازسازی و نوسازی بیشتری پیدا کند و پیوند میان حاکمیت و مردم تقویت شود.

یکی از تکان‌دهنده‌ترین واقعیت‌های این روند نیز آشکار شدن بی‌اعتباری چتر امنیتی آمریکا در آسمان خلیج فارس بود؛ چتری که سال‌ها تبلیغ می‌شد. کشورهایی که سال‌ها تریلیون‌ها دلار به شرکت‌های تسلیحاتی آمریکایی پرداختند، پایگاه‌های نظامی در اختیار واشنگتن گذاشتند و بسیاری از خواسته‌های آن را پذیرفتند، اکنون دریافتند که در مقابل این همه هزینه، تضمین واقعی امنیتی دریافت نکرده‌اند. هدف قرار گرفتن حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، برای کسانی که در طرح‌ها و توطئه‌های علیه تهران نقش داشتند، تجربه‌ای تلخ به همراه داشت.

بر اساس دکترین دفاعی ایران، هر نقطه‌ای که زمینه‌ساز حملات آمریکا و اسرائیل شد، چه با باز کردن حریم هوایی و چه با ارائه پشتیبانی لجستیکی، به عنوان هدف مشروع نظامی تلقی شد. عملیات‌های تلافی‌جویانه ایران علیه حضور نظامی آمریکا، هرچند در محافل سیاسی با تفسیرهای متفاوتی مواجه شد، اما در میان افکار عمومی و در خیابان‌های بسیاری از کشورها با حمایت گسترده روبه‌رو گردید و نوعی مشروعیت مردمی یافت. هرچند رسانه‌های غربی تلاش کردند با ادبیات فرقه‌ای یا تفرقه‌افکنانه این واقعیت را کمرنگ کنند، اما در خیابان‌های جهان اسلام فضای دیگری شکل گرفت. بسیاری از ملت‌های مسلمان، برخلاف سکوت یا همراهی برخی دولت‌هایشان، ایران را تنها قدرتی دیدند که توانسته است ضربه‌ای واقعی به اسرائیل و آمریکا وارد کند و به همین دلیل از تهران حمایت کردند. این نیز به یکی از ملموس‌ترین ناکامی‌های آمریکا و اسرائیل در این حمله تبدیل شد.

در نخستین روز جنگ شاهد شهادت رهبر انقلاب اسلامی بودیم. بسیاری در جهان تصور می‌کردند که در نبود رهبر، نظام در ایران فرو خواهد پاشید؛ اما اکنون می‌بینیم که رهبر سوم انتخاب شده است. این تحول را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این رویداد یکی از بزرگ‌ترین درس‌ها برای محافلی بود که نظام اسلامی در ایران را یک «حکومت تک‌نفره» توصیف می‌کردند. تحلیل‌های غربی همواره ساختار رهبری انقلاب اسلامی را وابسته به یک شخصیت کاریزماتیک و در نتیجه ساختاری شکننده معرفی می‌کردند. اما سناریوی هرج‌ومرج و فروپاشی نظام که پس از شهادت رهبر انتظارش را داشتند، در برابر بلوغ نظام حقوقی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ناکام ماند.

دلیل فروپاشی سریع سناریوهای «آشوب پس از رهبر» در رسانه‌های غربی این بود که جایگاه ولایت فقیه نه به‌عنوان یک فرد، بلکه به‌عنوان یک عقلانیت و یک نهاد شکل گرفته است. دشمن انقلاب اسلامی را مانند ساختمانی تصور می‌کرد که اگر بر سقف آن بمبی بیندازد فرو می‌ریزد؛ اما روشن شد که این نظام همچون درخت چناری است که ریشه‌هایش در اعماق خاک دوانده شده است.

انقلاب اسلامی همان بلوغی را که در نخستین انتقال بزرگ قدرت در سال ۱۹۸۹ نشان داد، امروز در شرایط جنگی در سطحی بسیار پیشرفته‌تر تکرار کرد. این امر نشان داد که مشروعیت نظام بیش از آنکه به یک فرهنگ «رهبر کاریزماتیک» متکی باشد، بر تداوم نهادی و قانون اساسی استوار است. ارزیابی و انتخابی که مجلس خبرگان در این شرایط دشوار انجام داد، نشان داد که نظام اسلامی یک حکومت تک‌نفره نیست، بلکه سیستمی است که با اراده‌ای واحد عمل می‌کند.

بزرگ‌ترین انتظار قدرت‌های امپریالیستی این بود که خلأ احتمالی در جایگاه رهبری، به بی‌ثباتی داخلی منجر شود. اما مجلس خبرگان با نهایی کردن سریع این انتخاب، این کارت مهم جنگ روانی را از دست دشمن گرفت. این روند همچنین نشان داد که قانون اساسی جمهوری اسلامی حتی در سخت‌ترین بحران‌ها نیز کارآمد باقی می‌ماند و دچار انسداد نمی‌شود. این انتخاب ثابت کرد که ریشه‌های نظام تا چه اندازه با اراده مردم، جامعه و بصیرت علما پیوند خورده است.

محافل غربی و صهیونیستی امید داشتند که رهبر جدید فردی معتدل‌تر یا متمایل به مذاکره باشد. اما انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای عملاً این انتظار را از میان برد و امید غرب به نرم‌شدن یا تسلیم ایران در برابر فشارها را پایان داد. این انتخاب به‌عنوان یک اقدام راهبردی، توان عملیاتی محور مقاومت در میدان، شفافیت ایدئولوژیک آن و موضع سازش‌ناپذیر در برابر امپریالیسم و صهیونیسم را تقویت کرد. سید مجتبی خامنه‌ای با تجربه میدانی، آشنایی عمیق با صنایع دفاعی و عملیات‌های راهبردی و هویت انقلابی خود، این تصورات را به‌طور کامل نقش بر آب کرد. انتخاب او برای غرب نه یک ناشناخته، بلکه ادامه همان اراده‌ای است که سال‌ها آن را شناخته و از آن بیم داشته‌اند.

انتخاب سید مجتبی همچنین پیامی روشن برای شرکای محور مقاومت از لبنان تا یمن، و از عراق تا فلسطین داشت: «حمایت ادامه خواهد داشت و شما تنها نخواهید ماند.» توانایی رهبر جدید در ترکیب خط فکری امام خمینی و پدرش با واقعیت‌های جنگ‌های ترکیبی در دنیای معاصر، از هم‌اکنون نوعی نگرانی و اضطراب در اردوگاه دشمن ایجاد کرده است. واشنگتن و تل‌آویو که سال‌ها شعار تغییر رژیم را تکرار می‌کردند، اکنون با ایرانی روبه‌رو شده‌اند که منسجم‌تر، جوان‌تر و با تبدیل بحران رهبری به نمایش قدرت، حمایت مردمی نیرومندتری را پشت سر خود دارد. این روند انتقال قدرت، پاسخی مهم نیز برای کسانی بود که از «بن‌بست نظام» سخن می‌گفتند.

با وجود حملات شدید دشمن، حضور مداوم مردم در میدان‌های شهر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این وضعیت را چگونه تفسیر می‌کنید؟

بزرگ‌ترین خطای دشمنان این بود که تصور می‌کردند می‌توانند مردم ایران را از حکومت، از ولایت فقیه و از نظام جدا کنند. اما میلیون‌ها نفری که در روز دهم جنگ خیابان‌ها و میدان‌ها را پر کردند، نشان دادند که مشروعیت نظام اسلامی از مردم سرچشمه می‌گیرد و از پشتوانه اجتماعی قدرتمندی برخوردار است.

اگر به وضعیت اسرائیل نگاه کنیم، جامعه‌ای را می‌بینیم که به‌دلیل حملات موشکی ایران روزهاست در پناهگاه‌ها زندگی می‌کند و از نظر روانی و اجتماعی با ساختاری شکننده مواجه است. در مقابل، پر شدن میدان‌های ایران از شعارهای «لبیک» نشان داد که پایه اجتماعی محور مقاومت تا چه اندازه عمیق است. این صحنه‌ها همچنین ثابت کرد که جنگ روانی دشمن نتوانسته بر اراده مردم تأثیر بگذارد.

دشمن می‌تواند با موشک‌های خود ساختمان‌ها را ویران کند، رهبران را به شهادت برساند و هزاران غیرنظامی را به قتل برساند. از نظر فناوری نظامی مانعی جدی در برابر چنین اقداماتی ندارد. از نظر انسانی و حقوقی نیز پیش‌تر در غزه و لبنان دیده‌ایم که این رژیم‌ها مرزی برای اقدامات خود قائل نیستند و اکنون ممکن است همان حملات متوجه ایران نیز شود.

اما بمباران‌ها نمی‌توانند ایمان مردمی را که شهادت را نوید پیروزی می‌دانند از میان ببرند. حضور مردم در میدان‌ها نشان داد که طرح‌های دشمن برای تغییر رژیم چیزی جز یک خیال خام نیست و در برابر اراده ملت فرو می‌ریزد. مردم با پیوند خوردن با دولت و رهبر جدید خود، با صدایی رسا به مهاجمان اعلام کردند: «ما اینجا هستیم و نمی‌رویم.»

در نهایت، در روز دهم جنگ تصویر کلی روشن است. اگر صدای هواپیماهای جنگی و انفجار بمب‌ها نتواند صدای مردم در میدان‌ها را خاموش کند، آن جنگ از نظر سیاسی باخته شده است. ایالات متحده و اسرائیل اکنون در یک بن‌بست راهبردی قرار دارند و به دنبال راهی برای خروج از این جنگ می‌گردند. آنان با تکرار روایت‌های خود در رسانه‌ها تلاش می‌کنند در افکار عمومی جهان فضایی از پیروزی ایجاد کنند؛ در حالی که ایران با تجدید رهبری، حمایت استوار مردم و عملیات‌های تلافی‌جویانه علیه حضور نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه، در موقعیتی مقاوم‌تر قرار گرفته است.

کد مطلب 6770786

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha