به گزارش خبرنگار مهر، ۱۴ روز از تجاوز وحشیانه آمریکا و اسرائیل به ایرانمان گذشته بود. ۱۴ روز بود که زن و مرد، کودک و نوجوان در دل خیابانها بودند تا از کشورشان در برابر حملات دشمن دفاع کنند.
۱۴روز بود که مردم ایران به دعوت از فرماندهان نظامی و خونخواهی از رهبرشهیدشان در خیابانها حضور داشتند. این حضور و تجمع اما عادی نبود بلکه خطر پشت آن بود. حضور جنگنده و پهپاد دشمن در بالای سر مردم و آمیخته شدن بانگ اللهاکبر با صدای پدافند تلاطم زیبایی از شجاعت را ایجاد کرده بود. این بار مشت مردم به سوی دشمن بیشتر از تسلیحات نظامی آسیب وارد کرده بود. آسیب و عصبانیتی که باعث شده بود تا دشمنان، وحشیانه خشم خود را بر سر مردم خالی کنند.
اما این بانگ که تنها سلاح مردم در این روزهاست معنی بسیاری دارد. یعنی ما نمیترسیم، ما هستیم، ما ریشه در این خاک داریم و با یک صدا و انفجار قرار نیست قدم از قدم برداریم. تفاوت ما با اسرائیلیان در سرزمینهای غصب شده در همین است، که آنان به پناهگاه میروند اما ما پناهگاهمان خیابان است.
اما اینبار این صدای ناخوشایند فرزندی از دل وطن را جدا کرد. این صدا در روز جمعه۲۲اسفندماه و در راهپیمایی روز قدس بود که شنیده شد. صدا و تصویری که در قاب دوربینها ثبت شد اما علاوهبر آن، تصاویر دیگری نیز مورد ثبت قرار گرفت. یکی از تصاویر متعلق به شجاعت مردم بود که این اقدام ذرهای از اراده آنان کم نکرد و بیشتر به سمت محل قرار تجمع آنان را کشاند.
اما تصویر دیگر صلابت داشت و عشق به وطن را فریاد میزد. تصویر متعلق به پرچم خونی بود که در دست یک نیروی نظامی بالا برده شده بود. پرچمی که بر روی پیکر یک زن کشیده شده بود تا ثابت کند، این پرچم فقط برای کشیده شدن بر روی پیکرمان پایین خواهد آمد.

او تنها گناهش این بود که آمده بود تا از ظلم و ستمی صحبت کند که سالیان سال گریبان کشورهای اسلامی و به خصوص مردم بیدفاع غزه را گرفته است. و حالا حاکمان کودککش زمانه، اینبار دندان طمع خود را برای کشوری با قدمت ۲۵۰۰ساله تیز و حمله کردهاند تا نژادی ایرانی بر روی زمین وجود نداشته باشد. اما دشمن در محاسبتش اینبارهم اشتباه زیادی داشته است. به او باید بارها بارها تاکید کرد که اینجا سرزمین شیرمردان و شیرزنانی است که صبح جمعه بعد از توسل به مولا امیرالمومنین(ع) درشب قدر، وقتی از خانه بیرون آمدهاند با خود عهد شهادت بستهاند و هرلحظه آماده شهادت بودند. به راستی شهیده مریم سادات رفیق در شب قدر گذشته چه خواسته بود که این چنین مولایش او را در آغوشش کشید.
مردم ایران بارها و به روشهای مختلف نشان دادهاند که زنان و مردان ایران زمین از شهادت هراسی ندارند. آنان به حرف فرمانده شهیدشان گوش دادهاند که فرمود: «ما ملت شهادتیم». و شهیده مریم سادات رفیق که خونش بر روی پرچم سه رنگ وطنش ریخته شد این حرف را به دشمن جنایتکار ثابت کرد. او تا آخرین لحظات جانش اجازه نداد تا پرچم کشورش بر روی زمین بیافتد و در آخر هم باز بر روی زمین نماند، بر روی پیکرش کشیده شد.
این جنایت تنها یک حرف را برای مردم ایران ثابت کرد، آن هم ترس دشمن از تجمعات مردم است. مردمی که هرکدامشان سلاحی خطرناک برای دشمناند. گاهی اوقات نیاز نیست حتما با یک سلاح جنگی به مبارزه با جنایتکاران زمان بپردازیم، بلکه گاهی اوقات خون یک انسان بیگناه مردمی را بیدار میسازد و دشمنی را بیچاره میکند.



نظر شما