خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب رازدشت: در دل شبهای سرد و پرالتهاب ملارد، جایی که سایه جنگ و نگرانی بر کوچه و خیابان سنگینی میکند، عطر نان تازه و گرم، دلی را برای لحظهای آرام میکند. این فقط بوی آرد و مخمر نیست؛ این بوی ایثار و عشقی است که از تنور گرم یک نانوایی در منطقه صفادشت برمیخیزد و به مشام شهر میرسد.
داستان از جایی شروع میشود که اهالی شهرستان ملارد، مثل تمام مردم سرزمینمان، در روزهای دشوار جنگ، با دلی لرزان اما امیدوار، به اخبار گوش میدهند. در این میان، قهرمانان واقعی میدان، آنهایی نیستند که در صدر تیترهای روزنامهها میدرخشند، بلکه کسانی هستند که در سکوت، قدمهایی برای محبت برمیدارند.
یکی از این قهرمانان گمنام، یک نانوای خیر صفادشتی است که تصمیم گرفت در این بحران، تنورش را فقط برای رضای خدا و خدمت به کادر درمان، آتشنشانان و امدادگران هلال احمر روشن نگه دارد.
بیرون، هوا سرد است و تاریکی شب با نور کمرنگ چراغهای خیابان درگیر است، اما داخل نانوایی، نور و گرما موج میزند.
نانوا، با پیشانیای که از عرق شب و رنج کار شرور شده، مشغول کار است. او نه به فکر سود و نه به فکر شهرت؛ او فقط به چهرههای خسته کادر درمان فکر میکند که ساعتها بدونِ استراحت، پایِ تختِ بیماران ایستادهاند. او از منطقه صفادشت آمده، نه برای اینکه تجارتش را رونق بدهد، بلکه برای اینکه روحیه فرشتگان لباس سفید و لباس نارنجی را جانی دوباره ببخشد.
او اعلام کرده است که برای این عزیزان، نان رایگان و بدون نوبت میپزد. این دو کلمه، در شرایطِ عادی شاید ساده به نظر برسند، اما در روزهای جنگ و کمبودها، به اندازه یک معجزه ارزش دارند.
دون نوبت؛ یعنی اینکه وقتِ طلا برای این قهرمانان هدر نرود. وقتی یک آتشنشان خسته از عملیات امدادی برمیگردد، یا یک پرستار که شیفت طولانی و مرگبار داشته، نباید در صف طولانی نان منتظر بماند. او باید سریع آذوقهاش را بگیرد و دوباره به میدان خدمت برگردد.

درِ نانوایی به روی عموم بسته است، اما به روی این عزیزان باز است. هر از گاهی، صدایِ ترمز یک آمبولانس یا یک خودروی امدادی شنیده میشود. نانوا با لبخندی که تمام خستگی را از صورتش میشوید، نانهای داغ و برشتهشده را در کیسههایی میگذارد و با احترامی که لبریز از عشق به وطن است، تحویل آنها میدهد. نگاه او به دستان زخمی پرستار و چهره دودگرفته آتشنشان، نگاهی است پر از مهر و ستایش. گویی او با هر نانی که میپزد، بار سنگینی از دوش آنها برمیدارد.
این حرکت ارزشمند، یادآور دوران دفاع مقدس است؛ دورانی که مردم عزیز ایران، با تمام وجود پشت رزمندگان بودند. حالا هم جنگ فرق کرده، اما روحیه ایثار در رگهایِ مردم ما جاری است. نانوای صفادشتی، با این کار خیر، پیامی روشن به دشمنان میدهد که ما متحد هستیم و در سختیها، کنار همدیگر میمانیم.
او نشان میدهد که فرهنگ ایرانی - اسلامی ما، فرهنگ همدلی و یاری رساندن به یکدیگر است، فارغ از هر انتظاری.
عطر نان این نانوایی، فراتر از دیوارهای خشت و گل میرود و در کل شهرستانِ ملارد میپیچد. شهروندان عادی که از کنار نانوایی رد میشوند و میبینند که در آن به روی عواملِ امداد باز است، با خود میگویند که چقدر خوشبخت هستیم که چنین هموطنانی داریم. این حرکت، امید را در دلها زنده میکند. امید به اینکه در این طوفان سهمگین، هنوز هم لنگری برای استراحت و گرمایی برای دلها وجود دارد.
کادر درمانی که نان را دریافت میکند، شاید فرصت حرف زدن نداشته باشد، اما در نگاه تشکر او، هزاران جمله نهفته است. آنها میدانند که این نان، فقط ماده غذایی نیست؛ بلکه سوختی است که با دعای خیرِ یک نانوا و محبت مردم ترکیب شده تا آنها را برای ادامه راه سخت نجات جان انسانها یاری کند.
امدادگران هلال احمر که از زیر آوار و خطر بیرون آمدهاند، با خوردن یک لقمه نان گرم، انگار به زندگی آرام خود بازمیگردند، هرچند برای لحظهای. این نانوایی در صفادشت، به یک پناهگاه معنوی تبدیل شده است. جایی که در آن، هیچکس بیبهانه نیست و هیچکس گرسنه نمیماند.
نانوا شاید نامش در هیچجا ثبت نشود، شاید هیچمدال و افتخاری بر سینهاش زده نشود، اما در نزد پروردگار و در دل همان کسانی که به آنها نان میدهد، جایگاهی رفیع دارد. او سربازی است در جبهه صبر و ایثار، با سلاح آرد و تنور.
در پایان این روایت، باید گفت که ملارد قهرمان، با داشتن چنین فرزندانی، هرگز تنها نخواهد ماند. این حرکتهای کوچک اما باشکوه، زنجیرهای از محبت را میسازند که هیچ قدرتی نمیتواند آن را بشکند.
عشق به هموطن، عشق به خدمت، و عشق به خدا، در گرمای تنور این نانوایی جوش میخورد و به رگهای شهر تزریق میشود. امشب وقتی نیروهای کادر درمان و آتشنشانان، لقمهای از این نان برکتدار را میخورند، باید بدانند که تمام مردم ایران، در قلب این نانوا و در دل این شهر، با آنها همدل هستند و برایشان دعا میکنند. این همان روحیهای است که ما را در تمام تاریخ پرفراز و نشیبمان پیروز و سربلند نگه داشته است.


نظر شما