۱۶ فروردین ۱۴۰۵، ۹:۰۴

ایران میراث‌دار مردمان شجاعی همچون رئیسعلی دلواری است 

ایران میراث‌دار مردمان شجاعی همچون رئیسعلی دلواری است 

ایران از گذشته تا به‌حال کشوری دست‌نیافتنی برای دشمنان بوده و مردمان دلیر و رشیدی را در همین راستا فدا کرده است. از رئیسعلی دلواری تا شهید تنگسیری جان‌فدایان این سرزمین هستند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ سخت‌ترین و تلخ‌ترین جنگ تحمیلی سوم علیه ایران از جانب رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار انجام شد. کشور چندین ماه بود که درگیر چنین تهدیدهایی بود و از همه مهم‌تر برگ برنده‌ای که در دست ایران قرار داشت تنگه هرمز بود. آبراه مهمی که معادلات جهان را تعیین می‌کرد.

با شروع این جنگ، اهرم این تنگه یا به اصطلاح کاربران فضای مجازی شاه کلید آن به دست ایرانیان افتاد. نیروی دریایی سپاه پاسدران جمهوری اسلامی ایران کنترل این فضا را به عهده گرفت. یکی از افرادی که فرمان و دستور بستن آن را صادر کرد شهید سردار علیرضا تنگسیری بود. فرمانده‌ای که خود از خطه جنوب و زاده آب‌های نیلگون خلیج فارس بود.

سرداری که نقش مهم و اساسی در این سِمت داشت و خود را فرزند خلیج‌فارس می‌دانست. کسی که بارها اعلام کرده بود که دشمنان باید از روی جنازه ما رد شوند تا بتوانند از این برهه عبور کنند و بتوانند بر تنگه هرمز و نفت ایران مسلط شوند.

فرمانده‌ای همچون رئیسعلی دلواری

با این دستورات، سیل عظیمی از افراد او را به رئیسعلی دلواری تشبیه کردند. حتی در بیانیه شهادت و تسلیت اهالی فرهنگ و هنر و سیاسیون رد پای نام رئیسعلی دلواری دیده می‌شد و از آنان به عنوان دلیران تنگستان نام برده می‌شد.

داستان وطن‌دوستی رئیسعلی دلواری نیز همچون سردار شهید تنگسیری آوازه کشورش ایران و لالایی و قصه‌های کودکان خطه جنوب بود. حدود صدسال پیش بود که جنگ جهانی اول آغاز شد و ایران در عین اعلام بی‌طرفی اما جزو کشورهای آسیب دیده قرار گرفت. انگلستان به راحتی وارد بوشهر شد و بندر این شهر را به تصرف خود درآورد.

حکومت احمدشاه قاجار توانایی مقابله با انگلستانی‌ها را نداشت اما مردم روستای دلوار در منطقه تنگستان استان بوشهر، مبارزه با انگلستانی‌ها را آغاز کردند و فرمانده این جنگ کسی نبود جز رئیسعلی دلواری. انگلستانی‌ها جزایر و دریا را به تصرف خود درآورده بودند و بر همه امور تسلط داشتند. حتی تعداد ماهگیری‌ها و عبور و خروج کشتی و قایق‌های ایرانی را تحت نظر داشتند و همین سلطه داشتن آنان باعث شده بود تا مردم تحت فشار قرار بگیرند.

ریئسعلی که در تلاش بود تا مردم بسیاری را مسلح کند و بتواند از جزایر دفاع کند، مبلغی را در اختیار یکی از جوانان روستای دلوار قرار داد تا برای خرید سلاح به دبی برود. اما از آنجایی که دریا تحت تسلط انگلیسی‌ها بود جوان را دستگیر می‌کنند تا عواملی را که به فکر خرید اسلحه بودند را پیدا کنند. اما با فرار او فقط اسلحه‌ها باقی می‌مانند و افراد مبارز داخل روستا افشا نمی‌شوند.

دیگر در آب‌های ایران مروارید صید نکنید

با فرار جوان دلواری، رئیسعلی از ماجرا خبردار می‌شود و به سراغ انان می‌رود. در برابر آنان با اسلحه و سلاح ناچیزی که داشتند قرار می‌گیرند. انگلیسی‌ها علاوه‌بر راهزنی و جلوگیری از ورود و خروج کالا به شهر، خودشان مرواریدهایی از دریا صید کرده بودند. رئیسعلی تمامی مرواریدها و سلاح‌های آنان را به غرامت برد. این کار در ازای اسلحه‌هایی بود که به دستشان نرسیده بود. ورود به کشتی انگلیسی‌ها مهم‌ترین اقدامی بود که او انجام داد و شجاعتش را به رخ کشید.

او نه‌تنها با این اقدام بلکه با تمسخر قرار دادن نماینده انگلستانی‌ها ضربه محکم‌تری را به آنان زد و شجاعت و محبوبیتش در نزد روستاییان دلوار بیش از پیش شد. این شجاعت ارثی بود که در خون مردم دلوار دمیده بود، با حمله انگلیسی‌ها به جزیره و آتش زدن قایق‌ها زهر حمله رئیسعلی را گرفتند اما شجاعتشان در برابر انتقام گرفتن بیش از پیش شد.

هدیه انگلیسی‌ها

با شجاعت و مقاومت مردم دلوار و تنگستان عرصه هر لحظه به انگلیسی‌ها تنگ‌تر می‌شد. مردم با وجود فرماندهی همچون دلواری بیش از پیش کمر همت بسته بودند تا آنان را از کشور و آب‌های خلیج‌فارس بیرون کنند. اما واسطه‌ها بود که یک به یک به گوش دلواری می‌رسید.

یکی از پیغام‌های مهم هزار پوند مبلغی بود که قرار بود پرداخت شود تا مردم روستای دلوار اجازه دهند انگلیسی‌ها تا پایان جنگ در آن منطقه بمانند. و پیشنهاد دیگر سازش بود، انگلیسی‌ها از طریق واسطه خبر داده بودند که فقط تا پایان جنگ در ایران هستند اما جواب رئیسعلی یک فشنگ بود به واسطه‌ای که از جانب آنان آمده بود. او با چنین هدیه‌ای ثابت کرد که سازشی درکار نیست و تا خروج آنان کار خود را پیش خواهد برد.

ماه رمضانی که شیرینی‌اش به جان نشست

اولین روز ماه رمضان سال ۱۲۹۴ بود که ژنرال انگلیسی به نام دیکسون وارد شهر بوشهر شد. ادعا کرد به اندازه هر نفر از تنگستانی‌ها ۱۰گلوله با خود به همراه دارد. رئیسعلی که چنین حرفی را شنید تنها با پوزخندی فرد خبردهنده را همراهی کرد گفت: قبلی‌ها از پس تفنگچی‌های دلواری برنیامدند. حالا پهلوان فرستاده‌اند؟

انگلیسی‌ها مدعی شده بودند که به دلیل ماه رمضان قطعا دلواری‌ها نمی‌توانند در روز به جنگ بیایند. با شنیدن این حرف دلواری لب‌های خشک شده از تشنگی را با زبانش سیراب کرد و در مقابل دو افسر نظامی انگلیسی ایستاد و آنان را که قصد سرکشی از مردم و روستا را داشتند را با کمک اهالی به کشتن داد.

این سر نترس داشتند رئیسعلی بیش‌تر از همه سربازان انگلیسی را عذاب می‌داد. برآورد اولیه اهالی دلوار این بود که انگلیسی‌ها نیروی زیادی برای تصرف بوشهر ندارند و تمام توان خود را صرف جنگیدن در میدان جنگ می‌کنند. آنان قصد داشتند تا با همین هدف تعداد باقی مانده را از شهر بوشهر خارج کنند تا این شهر از دست اجنبی پاک شود. اقدامات او بیش از، پیش مردم شهرهایی مانند تهران را خوشحال می‌کرد که رشادت‌های او باعث می‌شد تا دشمن کمتر در داخل کشور پیشروی کند.

گلوله‌ای که به خودی اصابت کرد

هنوز ماه رمضان به پایان نرسیده بود که لشکر رئیسعلی از بوشهر برای او پیغام فرستادند. چهار ناو جنگی انگلیس از ساحل بوشهر به طرف دلوار حرکت کردند. این ناوها جونر، پیراموس، لاورنس و دالهوزی نام داشتند.

رئیسعلی زن‌ها، بچه‌ها و افراد ناتوان را به کوه‌های اطراف فرستاد و از یکی از دوستانش خالو حسین فولادی، خان روستای بردخون نیروی کمکی درخواست کرد. در روز عید فطر ناوهای انگلیسی به نزدیک ساحل دلوار رسیدند و یک روز بعد سربازان انگلیسی با قایق به طرف ساحل حرکت کردند.

توپ‌هایی که روی ناوها بودند شروع به گلوله باران ساحل کردند و مسلسل‌های داخل قایق‌ها هم ساحل دلوار را زیر آتش گرفتند. قایق‌های انگلیسی در سه ردیف منظم به ساحل نزدیک می‌شدند اما با نخستین شلیک‌های مردان دلواری شانزده سرباز انگلیسی پیش از رسیدن به ساحل کشته شدند. تفنگچی‌های دلواری برای فریب دشمن از ساحل عقب نشینی کردند و در پشت دلوار پناه گرفتند. انگلیسی‌ها هم وارد دلوار و نخلستان‌های اطراف آن شدند.

فرمانده انگلیسی ناخدا سوم کلبورن برای انتقام از دلواری‌ها دستور داد نخل‌ها را قطع کنند. سربازان انگلیسی به جان نخل‌ها افتادند و بسیاری از آنها را که گاه ده‌ها سال عمر داشتند روی زمین انداختند. گروهی از رزمندگان دلواری که تحمل دیدن نخل‌های قطع شده را نداشتند به انگلیسی‌ها حمله کردند. فرمانده انگلیسی با فرستادن علامت‌هایی برای ناوها از آنها خواست تنگستانی‌ها را گلوله باران کنند اما توپخانه ناوها به اشتباه نیروهای انگلیسی را زیر آتش گرفتند. سربازان انگلیسی که گرفتار آتش توپخانه خودشان شده بودند، آشفته و سرگردان هر کدام به سویی فرار می‌کردند.

رئیسعلی با دیدن این صحنه دستور داد تمام تفنگچی‌ها به انگلیسی‌ها حمله کنند. یاران رئیسعلی سوار بر اسب به طرف نخلستان ساحلی تاختند. در حالی که بعضی از آنها از روی اسب به انگلیسی‌ها شلیک می‌کردند. رئیسعلی جلوتر از دیگران سوار بر اسب به طرف انگلیسی‌ها می‌تاخت. دیدن نخل‌هایی که از کمر شکسته بودند خون تنگستانی‌ها را به جوش می‌آورد.

یک افسر انگلیسی به نام ناخدا سوم بلومفیلد، با گلوله رئیسعلی کشته شد و افسر دیگری به نام سرهنگ وینتل با شلیک رئیسعلی از دست و پا زخمی شد و روی زمین افتاد. سربازان انگلیسی در ساحل سنگر گرفتند و تلاش کردند با شلیک مسلسل‌هایشان از حمله بیشتر تنگستانی‌ها جلوگیری کنند. اما خالو حسین فولادی هم همراه صد و پنجاه تفنگچی از بردخون به تنگستان رسید. پیوستن رزمندگان بردخونی روحیه تنگستانی‌ها را بیشتر کرد و تصمیم گرفتند از دو سو به انگلیسی‌ها در ساحل حمله کنند. ناوهای انگلیسی با همه توان نخلستان نزدیک ساحل را گلوله باران می‌کردند. حالا پرده‌ای از دود و آتش، نخلستان و ساحل را جدا می‌کرد.

عَلم بر زمین نمی‌ماند

از گذشته تا به حال وجود جاسوس در بین نیروهای نظامی وجود داشته است که ضربه محکم و اساسی نیز بر پیکره نظام وارد کرده‌اند. رئیسعلی دلواری به واسطه رشادت‌ها و دلاوری‌هایش همیشه در معرض خطر بود. دشمنانش چون می‌دانستند که نمی‌توانند او را در میانه میدان به چنگ بیاندازند با همین احوالات با خریدن یکی از خبرچین‌های لشکر دلواری او را به مخفی‌گاه کشاندند و توسط همان جاسوس او را به شهادت رساندند.

اما عَلمی که او بلند کرده بود بر زمین نماند. خالو حسین فولادی از یارانی بود که همواره دست پیمان با رئیسعلی داده بود و راهش را ادامه داد. رشادت‌های او و مردم دلاور شهر تنگستان باعث شد تا کشته‌های زیادی از انگلیسی‌ها گرفته شود و سرانجام در روز بیست دوم مرداد ۱۲۹۵ پرچم انگلیس از دارالحکومه شهر بوشهر پایین آورده شد و پرچم سه‌رنگ ایران برجایش قرار گرفت.

حالا با شهادت سردار تنگسیری، هزاران تنگسیری دیگر در این منطقه خواهد رویید که در برابر دشمنان ایران قرار می‌گیرند و اجازه نخواهند داد دشمن پای خود را بر روی ایران زمین قرار دهد. عَلم هیچ‌گاه بر روی زمین نخواهد ماند.

منبع:

«دامی برای صیاد، رئیسعلی دلواری»/مهدی میرکیایی/ انتشارات شکوفه( واحد کودک و نوجوان انتشارات امیرکبیر)

ایران میراث‌دار مردمان شجاعی همچون رئیسعلی دلواری است 

کد مطلب 6791919

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha