به گزارش خبرنگار مهر، این روزها که کشور درمیانه جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد، ذوق و شوق کودکان و نوجوانان برای بیان ادوات جنگی بسیار زیاد است. حجم اخبار جنگ آنقدر بالا است که برای یکبار هم که شده قطعا کودک در خانه نام پهپاد شاهد را شنیده است.
پهپادی که موفقیتهایش کم از موشکهای نقطهزنی چون سجیل و خرمشهر ندارد. اما شکل او و داستان تولد او میتواند بیشتر برای کودکان قابل توجه باشد.
تولد دو ادوات جنگی با اهداف متفاوت
کتاب «شاهد و شرور» قرار است به داستان تولد دو ادوات جنگی بپردازد که یکی از آنان مایه افتخار ایران و دیگری دشمن ایرانیان و به خصوص کودکان فلسطینی است. در دل داستان با پهپاد شاهدی روبهرو هستیم که با شهامت و شجاعت خود را از دست موشکهای دشمن نجات میدهد و به هدفش در دل دشمن برخورد میکند و دفاع آنان را بر زمین میکوبد.
یکی از ابتکارات داستان این است که دو بخش دارد. از ابتدا داستان پهپاد و در آخر داستان شرور، موشک اسرائیلی بیان میشود که در میانه کتاب داستانشان با یکدیگر تلاقی پیدا میکند و به اتمام میرسد.
وعده صادقی که جهان را شوکه کرد
در این کتاب کودکان با عملیات وعده صادقی روبرو میشوند که ایران در پاسخ به تجاوزات مکرر دشمن انجام داده است. یکی از نکات مثبت کتاب اشاره به کودکان فلسطینی است که با دیدن پهپادهای ایرانی اشک شوق میریزند و این عملیات باعث میشود موشکی بر سر آنان از جانب اسرائیل دیگر نازل نشود و راحت سر بر بالین بگذارند. به همین دلیل حس همدردی در کتاب از همان ابتدا با کودک همراه میشود.
از سوی دیگر کتاب به یک ادوات جنگی دیگری میپردازد که قصدش برخلاف پهپاد شاهد، اذیت و آزاری است که از جانب آن به انسانها میرسد. تقابل این دو به خوبی در کتاب نشان داده شده است. پهپاد شاهد در کتاب به رنگ سفید طراحی شده و نشان از هدف مثبت او دارد و از جانب دیگر موشک شرور به رنگ مشکی طراحی شده است که نشان از هدف منفی او برای نابودی و ویرانی دارد.
متن کتاب و داستان آن برای مخاطب کودک بسیار مناسب است و باعث میشود تا قدرت تخیل و تفکر و همچنین شناخت دشمنی که ایران با آن در مبارزه است به راحتی شناخته شود. این کتاب علاوهبر سرگرمی، پیامدهای ارزشمند آموزشی دیگری نیز دارد. شجاعت، همدلی، دفاع از مظلوم و اهمیت امید در برابر سختیها را به مخاطب نشان میدهد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
شاهد یک دفعه یاد سردار شهید تهرانی مقدم افتاد. او کسی بود که کارخانه اصلی ساخت پهپاد را ساخته بود.
ناگهان صدای انفجار شدید و گرمای زیادی او را تکان داد. وای خدای من یک موشک که از زمین شلیک شده بود با موشکی که نزدیک شاهد بود با هم برخورد کرده و در آسمان منفجر شدند.
آن شب موشک های اسرائیلی از ترس، حسابی گیج شده بودند و به هم دیگر میخوردند. شاهد خیلی خوشحال شد. او یاری خداوند را به خوبی میدید.
فقط پادگان اسرائیلی بود. سربازان سیاه پوش حالا در برابر شاهد هر کدام به سمتی فرار میکردند. شاهد مأموریت خاصی داشت. با تمام توان و آخرین سرعت به سمت ساختمان فرماندهی اسرائیلی شیرجه زد.
شاهد قهرمان ملی ایران و کودکان دنیا شد. کودکان فلسطینی جشن گرفتند.
کتاب «شاهد و شرور» به قلم امیرگلپایگانی در ۳۲صفحه و از سوی انتشارات جمال منتشر شده است.



نظر شما