۱۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۱:۲۸

جنگ رمضان تعلیق زندگی نیست، بسط زیستی و بیداری تاریخی

جنگ رمضان تعلیق زندگی نیست، بسط زیستی و بیداری تاریخی

نمی‌توان از «تعلیق زندگی» سخن گفت چرا که آنچه دیده می‌شود نوعی بسط زیستی و بیداری تاریخی است. درست است که در جنگ رنج هست، مرگ هست، اما در کنار آن‌ها انسجام و عزت و امید به توسعه هم هست.

خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه_یادداشت مهمان، ریحانه نادری نژاد، دکترای جامعه شناسی توسعه: اگر «تعلیق» را وضعیتی بدانیم که در آن زمان بی‌معنا می‌شود، پروژه جمعی متوقف می‌گردد و جامعه خود را در حاشیه تاریخ احساس می‌کند، آنچه از تجربه و اسناد مربوط به جنگ رمضان برمی‌آید، تصویری کاملاً معکوس است.

در اینجا جنگ نه توقف زندگی، بلکه لحظه‌ای است که زندگی جمعی با شدت بیشتری آشکار می‌شود. در این لحظه‌: زمان دوباره معنا پیدا کرده؛ جنگ به‌عنوان «لحظه‌ای برای دگرگونی در نظام باورها» و حتی «نقطه آغاز مسیری تازه در توسعه و قدرت ملی» فهم می‌شود. پروژه جمعی فعال شده؛ از «پیشروی جمعی» و شکل‌گیری یک پروژه مشترک میان دولت و جامعه برای پیشرفت سخن گفته می‌شود.

جامعه در متن تاریخ قرار گرفته؛ ایران نه صرفاً یک بازیگر منفعل، بلکه «بازیگری اثرگذار در بازطراحی موازنه‌های منطقه‌ای و حتی جهانی» تصویر می‌شود. بدن اجتماعی منسجم‌تر شده؛ انسجام داخلی، بازسازی اعتماد عمومی و شکل‌گیری گفت‌وگوی مردمی در سطحی قابل توجه. از این منظر، شوکی که جامعه دریافت کرد، بیش از آنکه فلج‌کننده باشد، شوک مثبت بود؛ لحظه‌ای که جامعه ناگهان با بخشی از توان تاریخی و قدرت خود روبه‌رو شد. نوعی رونمایی از ظرفیت‌های خیره کننده جدید.

ممکن است در سطح زندگی روزمره نوعی تعلیق زیستی کوتاه‌مدت رخ دهد؛ تعطیلی‌ها، اختلال در برنامه‌ها و تغییر در ریتم عادی زندگی. اما در سطحی عمیق‌تر، تحول وجودی و هویتی آن‌چنان پررنگ است که این تعلیق کوتاه‌مدت را پشت سر می‌گذارد. به همین دلیل این جنگ در بسیاری از تحلیل‌ها یک جنگ وجودی تلقی می‌شود؛ جنگی که برای پایان دادن به چرخه نااطمینانی و تهدید، چاره‌ای جز مواجهه با آن وجود ندارد. از همین رو، به طور متناقضی خودِ جنگ می‌تواند نوعی اثر آرام‌بخش نیز داشته باشد؛ زیرا جامعه احساس می‌کند مسئله‌ای تاریخی بالاخره در حال تعیین تکلیف شدن است. در کنار این‌ها، افق‌های پایان جنگ نیز برای جامعه امیدآفرین است: تثبیت حقوق ایران در بهره‌برداری و کنترل تنگه هرمز به‌عنوان یک حق مسلم، رفع یا بلااثر شدن تحریم‌ها، و تبدیل سرمایه و فناوری های جنگ به پیشرفت اقتصادی و صنعتی.

در چنین وضعیتی نمی‌توان از «تعلیق زندگی» سخن گفت. آنچه دیده می‌شود نوعی بسط زیستی و بیداری تاریخی است. درست است که در جنگ رنج هست، مرگ هست، و فقدان هم . اما در کنار آن‌ها انسجام هم هست، عزت هم هست، امید به توسعه هم هست، و مهم‌تر از همه باور به امکان اثرگذاری تاریخی. همین ترکیب است که نشان می‌دهد جامعه در این لحظه نه در حالت تعلیق، بلکه در حال تجربه شکلی فشرده و شدید از زندگی جمعی است؛ زندگی‌ای که گاهی برای رسیدن به افقی بلندتر، از مرزهای معمول خود عبور می‌کند و به مدار بلندتری از وجود تاریخی خود قدم می‌گذارد.

کد مطلب 6795073

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha