۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۰۱

میناب و معلمانی که در کنار درس انسانیت نگهبان جان انسان‌ها شدند

میناب و معلمانی که در کنار درس انسانیت نگهبان جان انسان‌ها شدند

بندرعباس- معلمان شهید میناب در کنار درس انسانیت نگهبان جان انسان‌ها شدند و برای همیشه جاودانه شدند.

خبرگزاری مهر-گروه استان‌ ها؛ محمدامین عالی‌پور احمدی: امروز که تقویم به نام معلم مزین شده است، ذهنم بی‌اختیار به جنوب می‌رود؛ به میناب، به همان شهر آفتاب‌خورده‌ای که نخل‌هایش سال‌هاست شاهد صبوری مردمانش بوده‌اند. اما در میان همه خاطره‌های این شهر، نام مدرسه «شجره‌طیبه» مثل زخمی روشن در ذهن‌ها مانده است؛ جایی که روزی صدای الفبا در آن می‌پیچید و حالا یاد شهیدانی را در خود دارد که درس ایثار را با جان خویش نوشتند.

مدرسه برای ما همیشه بوی دفتر نو و گچ و تخته سیاه می‌دهد؛ بوی زنگ‌هایی که کودکی را به آینده پیوند می‌زنند. اما شجره‌طیبه میناب روزی دیگرگونه در تاریخ ایستاد. آنجا معلمانی بودند که نه فقط آموزگار واژه‌ها، که نگهبان جان شاگردانشان شدند؛ معلمانی که لحظه خطر را نه با گریز، که با آغوش پاسخ دادند.

در روایت‌هایی که از آن روز باقی مانده، چیزی بیش از یک حادثه شنیده می‌شود. در میان گرد و خاک و آوار، دستانی بود که هنوز گرمای مهر داشت. معلمانی که در واپسین لحظه‌ها کنار شاگردانشان ایستادند؛ گویی کلاس درسشان ناگهان به میدان امتحانی بزرگ بدل شده بود، امتحانی که پاسخ آن را با جان خویش نوشتند.

شاید در هیچ کتاب درسی نوشته نشده باشد که معلم گاهی باید از جان خود سپری بسازد؛ اما آنان این سطر نانوشته را به زیباترین شکل معنا کردند. وقتی سقف‌ها فرو می‌ریزند و زمین بی‌قرار می‌شود، آنچه باقی می‌ماند فقط ایمان و مسئولیت است؛ همان چیزی که در دل معلمان شجره‌طیبه موج می‌زد.

دانش‌آموزان برای معلم فقط نام‌هایی در دفتر حضور و غیاب نیستند. هر کدامشان جهانی از امیدند؛ نهالی که معلم سال‌ها با صبر و عشق از آن نگهداری می‌کند. شاید به همین دلیل است که در لحظه خطر، غریزه معلمی به غریزه مادری و پدری بدل می‌شود؛ آغوشی که بی‌درنگ گشوده می‌شود تا کودکی را از گزند زمانه حفظ کند.

امروز وقتی از معلم سخن می‌گوییم، فقط از شغل یا حرفه‌ای شریف حرف نمی‌زنیم. معلمی نوعی عهد است؛ عهدی میان انسان و آینده. معلمان شهید شجره‌طیبه این عهد را تا آخرین لحظه نگاه داشتند و نشان دادند که تعلیم و تربیت گاهی از مرز کلاس فراتر می‌رود و به بلندای ایثار می‌رسد.

میناب این روزها همچنان با نخل‌هایش نفس می‌کشد و کودکانش همچنان درس می‌خوانند. اما در حافظه این شهر، نام آن معلمان چون چراغی خاموش‌نشدنی باقی مانده است. چراغی که هر بار زنگ مدرسه‌ای به صدا درآید، گویی دوباره روشن می‌شود.

روز معلم بهانه‌ای است برای یادآوری همین چراغ‌ها؛ برای گفتن اینکه در گوشه‌ای از این سرزمین، معلمانی بودند که درس آخرشان را نه بر تخته، که بر صفحه تاریخ نوشتند. یادشان در دل مردم ایران زنده است و نامشان همچون نوری آرام، راه فردای این سرزمین را روشن می‌کند.

استاد دانشگاه*

کد مطلب 6817406

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha