خبرگزاری مهر، گروه استانها- بهنام بهتری نژاد: روایت زندگی شهدا، تنها بازگویی یک سرگذشت نیست؛ روایت مسیری است که از دل سختیها آغاز میشود و به قلهای به نام ایثار میرسد.
شهید رضا فتحی نیز یکی از همان انسانهایی است که قصه زندگیاش، از روزهای نخست، رنگ متفاوتی داشت؛ نوزادی که امیدی به ماندنش نبود، اما ماند تا معنای ماندن را در زیستن برای دیگران معنا کند.
در میان روایتهای پدر، مادر، همسر، پدر همسر و فرزند، تصویری واحد شکل میگیرد؛ تصویری از مردی آرام، کمحرف و بیادعا که نهتنها در کلام، بلکه در عمل، زندگیاش را بر پایه ایمان، مسئولیتپذیری و مردمداری بنا کرده بود.
او از همان کودکی با رنج و بیماری دستوپنجه نرم کرد، در جوانی ستون یک خانواده شد، در میانسالی تکیهگاه اطرافیان و در نهایت، در بزنگاه دفاع از وطن، از همه تعلقاتش گذشت.
شهید فتحی از آن دست انسانهایی بود که کار خیر را بیصدا انجام میداد، از خود چیزی نمیگفت و حتی نزدیکترین افراد زندگیاش، بسیاری از ابعاد شخصیت و خدمات او را پس از شهادتش شناختند.
مردی که در عین عشق به خانواده، دل در گرو مردم داشت و در کنار دغدغه نان حلال، به کوچکترین حقوق دیگران نیز حساس بود.
اکنون روایت خانواده او، تنها بازگویی خاطرات نیست؛ تکههایی از یک حقیقت بزرگتر است: اینکه «شهادت»، پایان یک زندگی نیست، بلکه ادامه راهی است که سالها پیش، در سبک زیستن یک انسان آغاز شده است.

شهیدگونه زیست تا شهادت به سراغش آمد
حسنعلی فتحی، پدر شهید رضا فتحی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه شهادت یک اتفاق لحظهای نیست بلکه نتیجه یک سبک زندگی است، گفت: انسان باید پیش از شهادت، شهیدگونه زندگی کند و من به این باور رسیدهام که رضا در زمان حیات خود چنین مسیری را طی کرد.
وی در تشریح ویژگیهای اخلاقی فرزندش گفت: رضا در برخورد با مردم، خانواده و اطرافیان بسیار خوشاخلاق، باصفا و اهل صلهرحم بود. همچنین نسبت به کار خود تعهد ویژهای داشت، بهگونهای که دوستانش معتقد بودند او به اندازه چند نفر کار میکرد و نسبت به درآمدی که به خانه میآورد، بسیار حساس و پایبند به حلال و حرام بود.
این پدر شهید با اشاره به تقید شهید به مسائل دینی افزود: نماز اول وقت برای رضا اهمیت ویژهای داشت. در سفرهای زیارتی، هرگاه او را نمیدیدیم، متوجه میشدیم که برای اقامه نماز در گوشهای توقف کرده است. همچنین نسبت به پرداخت خمس و حقالناس بسیار دقیق بود، بهطوری که حتی در جزئیترین موارد نیز این موضوع را رعایت میکرد.
فتحی با اشاره به روحیه خانوادهدوستی این شهید گفت: رضا بسیار مهربان و همراه خانواده بود و همواره تلاش میکرد در کنار ما باشد و ارتباط صمیمی خود را حفظ کند.
پدر این شهید در پایان خاطرنشان کرد: امیدوارم خداوند ما را از دعای خیر شهدا محروم نکند و توفیق دهد که در مسیر آنان حرکت کنیم و در زندگی فردی و اجتماعی، الگویی شایسته برای نسلهای آینده باشیم.
از نوزادی در مرز مرگ تا مردی برای مردم
مادر شهید رضا فتحی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تولد سخت فرزندش گفت: رضا با وزن بسیار کم، حدود یک کیلو و ۷۵۰ گرم به دنیا آمد و شرایط جسمیاش بهقدری ضعیف بود که بسیاری امیدی به زنده ماندنش نداشتند.
وی ادامه داد: ماههای ابتدایی زندگیاش با سختی فراوان سپری شد؛ بهگونهای که برای نگهداری از او شرایطی شبیه محیط رحم فراهم کردیم و با مراقبتهای ویژه و بهاصطلاح «قطرهچکانی» به او شیر میدادیم تا بتواند زنده بماند. بارها در بیمارستان از شدت نگرانی گریه میکردیم، اما خواست خدا بر این بود که رضا بماند و روزبهروز قویتر شود.
مادر این شهید با بیان اینکه فرزندش از همان کودکی روحیهای خاص داشت، افزود: رضا بسیار کمحرف بود و احساساتش را کمتر به زبان میآورد، اما در عمل نشان میداد که چقدر عاشق خانواده است. او عاشق پدر و مادر، همسر و فرزندانش بود و این عشق را در رفتارهایش بهخوبی میشد دید.
این مادر شهید با اشاره به روحیه بیادعای فرزندش تصریح کرد: رضا هیچگاه از کارهای خیری که انجام میداد سخنی نمیگفت. ما بعدها متوجه میشدیم که چه کمکهایی به دیگران کرده و چه کارهای مثبتی برای خانواده و اطرافیان انجام داده است.
وی با بیان اینکه از فرزندش رضایت کامل دارد، گفت: همیشه از خدا میخواستم همانطور که ما از رضا راضی هستیم، خدا هم از او راضی باشد و امروز هم همین دعا را تکرار میکنم.
مادر شهید رضا فتحی در پایان با بغضی مادرانه گفت: همیشه برایش دعا میکردم و حالا هم از او میخواهم دستم را بگیرد؛ من وظیفه مادریام را انجام دادم و امید دارم رضا در آن دنیا شفاعتم کند.

بیادعا، بینشان، تا همیشه ماندگار
سمیه سلطانآبادی، همسر شهید رضا فتحی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به نحوه آشنایی خود با این شهید گفت: آشنایی ما به سالهای کودکی برمیگردد؛ همسایه بودیم و پدرانمان نیز با هم همکاری داشتند، به همین دلیل شناخت خانوادگی عمیقی از یکدیگر داشتیم.
وی افزود: پس از مدتی دوری، با خواستگاری رسمی، ازدواج ما در سال ۱۳۸۰ و در سنین پایین شکل گرفت؛ من ۱۹ ساله و رضا ۲۰ ساله بود، اما به اقتضای شرایط، خیلی زود وارد زندگی جدی شدیم و مسئولیتها را پذیرفتیم.
همسر شهید رضا فتحی با اشاره به سالهای زندگی مشترک گفت: به واسطه شغل رضا، چندین سال دور از شهر خود در شهرهای مختلف زندگی کردیم، اما نکته قابل توجه این بود که او هیچگاه درباره جزئیات کارش صحبت نمیکرد و حتی من نیز از ابعاد دقیق فعالیتهایش اطلاع نداشتم.
وی ادامه داد: رضا به شدت از خودنمایی پرهیز میکرد؛ حتی کارهای خیری که انجام میداد را برای من هم تعریف نمیکرد و بسیاری از این اقدامات پس از شهادتش برای ما روشن شد. اطرافیان، همکاران و آشنایان بعدها از کمکها و رفتارهای انسانی او برایمان گفتند.
سلطانآبادی با بیان اینکه اخلاق نیکوی این شهید زبانزد بود، تصریح کرد: رضا ارتباط اجتماعی بسیار قوی داشت و با همه با روی خوش برخورد میکرد. هر کاری از دستش برمیآمد برای دیگران انجام میداد و هیچگاه در کمک کردن کوتاهی نمیکرد.
سلطانآبادی با اشاره به حساسیت شهید نسبت به حلال و حرام گفت: برای رضا بسیار مهم بود که لقمهای که به خانه میآورد کاملاً پاک باشد؛ حتی در کوچکترین مسائل نیز این دقت را داشت و نسبت به پرداخت خمس و رعایت حقوق دیگران بسیار مقید بود.
وی همچنین به اعتقادات عمیق این شهید اشاره کرد و افزود: رضا علاقه و ارادت ویژهای به رهبری داشت و همواره سخنان ایشان را دنبال میکرد و در زندگی خود به کار میبست.
مردی که بعد از رفتنش شناخته شد
هدایت سلطانآبادی، پدر همسر شهید رضا فتحی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه برخی ویژگیهای اخلاقی این شهید کمتر دیده شده بود، اظهار کرد: رضا توجه ویژهای به بیتالمال داشت و بهشدت از اسراف پرهیز میکرد. همچنین علاقهمند به دین، اسلام و پیرو ولایت بود و در این مسیر استوار قدم برمیداشت.
وی افزود: یکی از مهمترین خصوصیات رضا این بود که هیچگاه از کارهایش سخن نمیگفت و بهنوعی از هرگونه خودنمایی دوری میکرد؛ به همین دلیل، بسیاری از ابعاد شخصیتی و اقدامات او، پس از شهادتش برای ما روشن شد.
پدر همسر این شهید ادامه داد: ما رضا را بعد از شهادتش شناختیم؛ چه از نظر اخلاقی و چه از نظر عملکرد و خدماتی که به دیگران ارائه داده بود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: مردمداری، امانتداری و توجه به حقوق دیگران از ویژگیهای برجسته شهید رضا فتحی بود و همین خصوصیات، او را به الگویی ماندگار برای اطرافیان تبدیل کرده است.

یادگاری از یک قهرمان
امیرعلی فتحی، پسر شهید رضا فتحی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به حضور کم پدر در خانه به دلیل شرایط کاری اظهار کرد: بیشتر اوقات پدرم سر کار بودند، اما هر زمان که به خانه میآمدند، سعی میکردند وقتشان را با ما بگذرانند.
وی ادامه داد: با اینکه حضور پدر در خانه کمتر بود، اما هر وقت از او چیزی میخواستم، حتماً برایم انجام میداد. حتی یکبار در همان باغ، به من اجازه داد رانندگی را تجربه کنم که برایم خیلی خاطرهانگیز بود.
پسر شهید فتحی با اشاره به توصیههای پدرش گفت: پدرم همیشه روی درس و اخلاق تأکید داشت. میگفت اول درس، بعد هم اخلاق؛ همیشه سفارش میکرد که به دیگران کمک کنم، مهربان باشم و رفتار خوبی با اطرافیان داشته باشم.
فتحی در پایان خاطرنشان کرد: تلاش میکنم راه پدرم را ادامه بدهم و به توصیههایی که همیشه به من میکرد، عمل کنم.


نظر شما